۱۴
شهریور

به کلام خدا هم رحم نمی کنند

بریده ای از حرف یا نقل قولی را از پس زمینه اش جدا می کنند و چنان بازنمایی می کنند که گاه ۱۸۰ درجه با نیت گوینده اش فرق می کند.  مدتی است که نوع تحریفات روزنامه کیهان توجهم را جلب کرده است. خب دوباره خودشان به خودشان استناد می کنند و آنقدر تکرار می کنند که خود ما هم کم کم باورمان می شود که چنین حرفی زده ایم و حداکثر سعی می کنیم جوری آنرا توضیح دهیم. غافل از آنکه اساسا این موضع برساخته آقایان است.

دیروز در بین جمعی از دوستان در باره تفسیرهایی که موجب تحریف قرآن می شود بحث بود. ارایه کننده بحث به آیه ای جالب اشاره کرد. آیه ی  ۵۹ سوره نسا را حتما شنیده اید. «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِمِنْکُمْ». معنی این آیه این است که «ای مومنین از خداوند و پیامبر و متصدیان امور اطاعت کنید». بگذریم از اینکه اساسا “اولی الامر” که جمع است را ترجه نشد، جوری می آورند که “مفرد” به نظر می رسد. کسانی که به این آیه آشنا باشند حتما متوجه هستند که حضرات برای چه به این آیه استناد می کنند.

اما ظاهر این دوستان به کلام خدا هم رحم نکرده اند. این بریده از از آیه ۵۹ است که ادامه آن این است «إِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ » به عبارتی این آیه بعد از توصیه به اطاعت از امر متصدیان امور اضافه می کند اگر در امری “اختلاف نظر” پیدا کردید. «آنرا به خداوند و پیامبر عرضه بدارید». برایم عجیب است که آقایان همیشه در نقل قول از کلام خدا ادامه این آیه را سانسور و آنرا به صورت ناقص نقل کرده اند. بازهم این آیه ادامه دارد «إِن کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا». یعنی «اگر به خداوند و روز واپسین ایمان دارید …» که من مدتهاست دارم به این نتیجه می رسم حضرات اصلا به چنین چیزهایی اعتقادی ندارند.

یک نظر

۱۲
شهریور

یادداشت های روزانه/ ایران شده فلسطین

تصور حمله به خانه ای که نه فقط یک مخالف سیاسی بلکه زن و فرزندان او را نیز در خود جایی می دهد٫ آنهم در شب روز قدس٫ برایم تداعی گر رنج محنت برادران فلسطینیمان است که خانه هاشان از شر صهیونیست ها در امان نیست. خدایا ما را از شر صهیونیست صفتان در امان بدار.

بدون نظر

۳۰
مرداد

یادداشت های روزانه/ ایمان

آنقدر ساکت است که پر شده است از صدای ورق خوردن صفحات٬ سوار بر صدای ضعیفی از صفحه کلید ها. آنقدر آرام است که متوجه کوچک ترین تکانها می شوی. تو نزدیک کریدور هایی هستی که با قفسه ی کتاب ها درست شده است. خب قاعدتا هم سالنی را انتخاب کرده ای که موضوعش برایت جالب است. میز آنقدر فضا دارد که بتوانی یک بغل کتاب به اضافه یک دیکشنری بزرگ دو جلدی را دور و بر خودت بریزی. فضا از یک طرف به همان راهروهایی که با قفسه کتابها درست شده است محصور است و از یک طرف به پنجره های بزرگی  -که نور حیاط پر از درختان بلند را به داخل منتقل می کن- محدود. تو بین سقفی بلند با آستری موجی شکل و کفی که با یک موکت نرم پوشیده شده است٬ هستی. شاید از بی جنبگی من در این بهشت خواندن باشد که کفشهایم را در می آورم و پای برهنه بین قفسه ها می گردم. کتابهای مختلف را انتخاب می کنم. البته ممکن است چند صفحه ای از آنها را بیشتر ورق نزنم حتی اصلا نخوانم.

این هم چند خطی از کتاب دین٬ قدرت٬ جامعه که چند مقاله و سخنرانی ماکس وبر است و با ترجمه احمد تدین در دسترس است. این کتاب توسط انتشارات هرمس هم منتشر شده است. اینهم بریده ای از صفحه ی ۱۳۶ آن:

«ممکن است سیاستمدار در خدمت هدفی ملی٬ انسانی٬ اجتماعی٬ اخلاقی٬ فرهنگی٬ دنیوی٬ الهی یا مذهبی باشد. یا اعتقاد شدیدی به پیشرفت٬ صرف نظر از معنای آن داشته باشد. و یا در کمال آرامش چنین نگرشی را نفی کند. همچنین ممکن است ادعا کند که به خاطر یک عقید تلاش می کند یا چنین دیدگاهی را یکسره رد کند٬ و نیر ممکن است بخواهد درخدمت مقاصد مادی زندگی روزمره باشد. اما در هر حال٬ همواره باید نوعی ایمان وجود داشته باشد. در غیر این صورت حتی بزرگترین موفقیت های عینی سیاسی در زیر سایه ی شوم بی ارزش بودن از درخشش باز می ماند.»

بدون نظر

۲۶
مرداد

بریده هایی از فیلم بوی پیراهن یوسف را برایم گذاشت.  انگار اینبار برایم معنایی دیگری داشت.  الله فک کل اسیر.

پینوشت:

همه آمدند٬ احمد نیامد…

http://www.youtube.com/watch?v=A80VGimOQgA&feature=player_embedded

بدون نظر

۱۸
مرداد

یادداشت روزانه/ یادداشت روزانه

قالب جدید است و کلی جذئیات که ممکن است کمی گیج کننده باشد. یکی از آن ایرادها همین است که فید ستون یادداشت روزانه با فید مطالب اصلی وبلاگ یکی است. جدا از این که فید ها تفکیک نمی شوند٬ یک ایراد دیگر هم دارد و آنهم اینکه در بلاگ رولینگ هم به عنوان وبلاگی که بروز شده است٬ تلقی می شود. در حالی که ستون اصلی وبلاگ بروز نشده است. به این خاطر از دوستان عذر خواهی می کنم.
نکته بعدی در مورد ستون یادداشت های روزانه اینست که طرح من این بود که در ستون یادداشت های روزانه نکاتی را از دل تجربه های روزمره بیرون بکشم. مسایلی که گاه پیش پا افتاده به نظر می آیند اما دقت بیشتر در آنها آموزنده هم نباشد به اندازه ای جذاب است که حس کنجکاوی را برانگیزد اما به هر روی به دلایلی این موضوع الان برایم چندان مقدور نیست. وقتی این تکیه گاه از یادداشتهای روزانه گرفته می شود٬ برای خودم هم مبهم است که یادداشت ها ی روزانه فقط همین است که کوتاه و روزانه است. یا می تواند یک نگاه دیگری داشته باشد و از زاویه ای متقارت از ستون اصلی وبلاگ با موضوعات مواجه شود.

پینوشت: این هم یک لینک به یک مطلب در مورد مشقت های نوشتن.

بدون نظر

FireStats icon Powered by FireStats