۳۱
تیر

یاران گمنام جنبش سبز

تیتراژ پایانی فیلم کنفرانس مشترک میرحسین و آقای کروبی نکته جالبی دارد. اگر سرعت اینترنتان خوب است ببینید(+) اگر نه! صبر کنید تا برایتان بگویم. در انتهای فیلم دست اندرکاران کلمه از کسانی که در شرایط سخت آنها را برای برگزاری کنفرانس خبر یاری کرده اند تشکر می کنند. اما مهم تشکر ویژه ی آنهاست. «با تشکر ویژه ازیاران گمنام جنبش سبز در صدا و سیما که در تدوین این کنفرانس خبری ما را یاری رسانده اند.»

اصلا بگذارید بگویم «یاران گمنام جنبش سبز» رده فعالیت پر افتخاری است. «یاران گمنام» کسانی هستند که بدون اینکه کسی متوجه فعالیت آنها باشد٬ به صورت کاملا نا محسوس در هر جایی که هستند٬ در حد وسعشان٬ در جهت جنبش گام بر می دارند. برای آنها مسئولیت انسانی٬ وظیفه اخلافی یا تکلیف شرعی شان مهم است. مهم نیست که آیا دیگرانی متوجه فعالیت آنها می شوند یا نه! برایشان مهم نیست مورد تشویق قرار می گیرند یا نه! حتی برایشان مهم نیست کارهایشان کوچک است یا نه! برای آنها مهم است که به اندازه وسعشان تلاش کنند. مهم است که کارشان درست باشد.

اهمیت کار «یاران گمنام جنبش» نه فقط در این است که از چشمان نامحرمی که هیچ تفاوتی را برنمی تابند٬ پنهان هستند. فقط در این نیست که از گزند کسانی که به طور غیر قانونی بر عرصه سیاست مهر ممنوع زدند٬ در امان هستند. حتی فقط در این نیست که خرده مقاومت هایی که در هر گوشه شکل می گیرد٬ مقاومتی عظیم را می آفریند. ارتش نامرئی که هیچ کس یارای مقاومت در برابر آن را ندارد. اصلا عمق یک جنبش به گستردگی یاران گمنام آن است. یاران گمنامی که در محله اداره٬ شرکت٬ سازمانهای دولتی٬ تشکل های اجتماعی و حتی در سازمانهای امنیتی کشور یاور جنبش سبز هستند.

بنظرم اهمیت فراوان عضویت در رده ی «یاران گمنام جنبش سبز» در چیز دیگری است. مانند هر کنش اخلاقی دیگر وقتی مشوق ها و تطمیع های بیرونی نباشد امکان تعالی اخلاقی بالاتر است. آنجاست که می توانی مطمئن باشی نیت اخلاقی تو تعیین کننده بوده است. مسئولیت انسانی تو راهنمایت بوده است و تو به نیت قرب الهی تکلیفت را بجا آورده ای.

۲۸ نظر

۲۸
تیر

حق داشتن حق

الان دنبال متن کامل دفاعیات آقای شریعتمداری در دادگاه هستم. متاسفانه پیدا نمی کنم. اینکه روزنامه کیهان به گونه ای مشمئز کننده دروغ می گوید هر چند موضوع در خور تاملی است اما نکته ای که ذهنم را علی رغم گذشتن زمان دادگاه مشغول کرده است٬ چیز دیگری است.

اگر حافظه ام اشتباه نکند او در بخشی از دفاعیاتش -و قبل اعلام اینکه اسناد کافی از شاکیان دارد- سعی داشت نشان بدهد که شاکیان ضد انقلاب٬ وابسته و… هستند. کار به اتهامات و دلایل او ندارم اما او به اینکه دستگاه قضایی به خاطر شاکایت چنین افرادی او را به دادگاه کشانده است اعتراض داشت.

برای اینکه به موضوع حساس تر شوید ارجاعتان می دهم به نامه اعضای مجلس به آقای لاریجانی در اعتراض به دادگاه حسین شریعتمداری. آنها در نامه خود آورده اند «خبر محاکمه آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان به دلیل شکایت یک عنصر مدافع فرقه ضاله بهائیت و همکار صهیونیست ها و … موجب شگفتی امضا کنندگان این نامه شده است.»

خب! خوب توجه کنید اعتراضشان به این نیست که که چرا مثلا روند دادگاه عادلانه نیست٬ حکم صادره را منصفانه نمی دانند یا اینکه او را بی گناه و حتی سزاوار تقدیر می دانند. اعتراضشان به این است که چرا اساسا دادگاهی برای رسیدگی به شکایت یک سری از شهروندان ایرانی تشکیل شده است.

موضوع مهمی است! بگذارید یگبار دیگر دقیق شویم. اصل ۳۴ قانون اساسی دادخواهی را حق مسلم هر فرد می داند. این اصل تاکید می کند که هر کس می‌تواند به منظور دادخواهی به دادگاههای صالح رجوع نماید. یعنی چی؟ یعنی هر ایرانی حق دارد که مدعی شود حقوقی از او تضییع شده است و دادگستری ضامن این حق است. البته نکته مهم سور عمومی همین اصل است. یعنی دقیقا هر ایرانی نه دسته خاصی از ایرانیان. حالا دادگاه با ترتیباتی که قانون مشخص کرده است این ادعا را بررسی می کند که ببیند حقی ضایع شده است یا نه!

آقای شریعتمداری و اعضای مجلس می تواند مدافع این موضوع باشند که او حقی را تضییع نکرده است و اتفاقا در جهت استیفای حقوق مظلومان بوده اند. به عبارتی شاکیان را در ادعای خودشان صادق نداند. اما چیزی که باید نگرانش بود این است که آنها اساسا شاکیان را فاقد «حق داشتن حق» می دانند چه برسد که حالا بخواهند مدعی آن شوند. احتمالا در نگاه آنها -به دلایلی که اعضای مجلس آورده اند- شاکیان جزو آن دسته از ایرانی هایی هستند که اساسا «حق داشتن حق» را ندارند که حالا دادگاه بخواهد بررسی کنند ببیند برای ادعایشان دلایل کافی دارند یا نه!

۵ نظر

۲۰
تیر

زندگی سیاسی

شما با فقیری رویرو می شوید. او در شرایط سختی به سر می برد. نیروی اخلاقی شما را وا می دارد که برای کمک به او تلاش کنید. خوب حالا فرض کنیم شما این وظیفه اخلاقی را در خودتان حس میکنید که تلاشتان را معطوف کاهش فقر بکنید. یعنی مجموعه کنش هایی را داشته باشید که شرایط عموم اعضای جامعه ای که شما هم عضو آن هستید با فقر فاصله بیشتری بگیرند. به این می گوییم سیاست. به بیان نظری امتداد اخلاق در عرصه عمومی می شود سیاست.

بگذارید از زاویه ای  دیگر به موضوع نگاه کنیم. فرض می کنم انتخاب ما یک زندگی اخلاقی است. بطور مثال پذیرفته ایم که اگر با فقیری مواجه می شویم به اندازه وسعمان مسئولیم. نکته ای که می خواهد توجه را به آن جلب کنم اینست که اگر انتخاب ما زندگی اخلافی باشد طبعا نمی توانیم نسبت به سیاست بی تفاوت باشیم. نمی توانیم مدعی باشیم که نسبت به وضعیت یک فقیر حساسیت اخلافی داریم اما در عین حال نسبت به فقر و یا مشی هایی که می تواند به گسترش یا کاهش فقر بیانجامد بی تفاوت باشیم. از این رو  کسی که انتخابش زندگی اخلاقی باشد بالطبع سیاسی هم هست.

خوب البته این ماجرا روی دیگری هم دارد. از سوی دیگر اگر دلمشغول سیاست باشیم نمی تواند زندگی فردی ما مستقل از ارزشهایی باشد که سیاست را شکل داده است. مثلا سازگار نیست که برای فاصله گرفتن شرایط عموم -اعضای جامعه ای که عضو آن هستیم- با فقر تلاش کنیم اما نسبت به همسایه فقیرمان حساسیت نداشته باشیم. نمی توان مدعی تلاش برای کاهش درد رنج عمومی بود اما در رفتار و سکنات فردی موجب درد و رنج یک دوست شد.

۵ نظر

۶
تیر

برای ۲۲ خرداد ۵

در یادداشت برای ۲۲ خرداد ۱، ۲، ۳، ۴ درمورد اینکه برای گسترش یک پیام چطور از شبکه ها ی اجتماعی استفاده کنیم. صحبت کردیم. حالا بیاید ببینم بصورت ملموس ترش چه می شود.

خوب یکی از پایه های کار چه بود؟ ” سعی کنیم در جمع های مختلف حضور داشته باشیم. سعی کنیم جمع های کوچک جدید را سازمان بدهیم. اگر جمع هایی داریم، آنها را پر رونق ترش کنیم.” در گام بعدی ما می توانیم در جمع های مختلفی که در آن حضور داریم برای به اشتراک گذاشتن یک پیام استفاده کنیم. در جمع دوستان، فامیل در مورد اتفاقات گذشته دلیل اعتراض و برنامه های بعدی اطلاع رسانی کنیم. می توانیم از آنها بخواهیم. که آنها نیز به دوستان خود بگویند. حتی مثلا ۱۰ نسخه از بیانیه ی میرحسین موسوی رو تکثیر و در اختیار دوستان و اعضای فامیل قرار دهیم و البته بنظرم بهتر است که از آنها بخواهیم بعد از این که آنرا خواندند به دوستان دیگراشان بدهند. اصلا بهتر است پایین بیانیه یا اطلاعیه میر حسین این را دست نویس بنویسیم که لطفا بعد از مطالعه در اختیار دیگرا ن قرار دهید. حتی چند حلقه از سی دی از کلیپ ها و محصولات هنری که تولید می شود و حامل پیام های تاثیر گذار هست را می توانیم برای جمع فامیل کپی کنیم. همچنین می توانید روی سی دی هم بنویسد هر گونه تکثیر از روی این سی دی مستحب و موجب دعای خیر پدیدآورندگان است. البته خوب دیگر لازم نیست که تاکید کنم که آداب گفتگو حتما باید لحاظ کرد که تلاش ما به ضد تبلیغ تبدیل نشود.

البته همواره یک این جمع های جمع های نیست که به صورت ثابت در آن عضو هستید و آنها را می شناسید مثل جمع دوستان یا فامیل بلکه می تواند جمع موفقتی مثل همسفران شما در یک سفر کوتاه درون شهری مثل افرادی که در یک تاکسی نشسته اند باشد. مثلا می توانید به همین بسنده کنید و بگویید که آیا شنیده اید که میر حسین موسوی چنان گفته است؟ بعد با توجه به بازخوردی که می گیرید جملات بعدی را انتخاب کنید. مثلا در مورد اوضاع و احوال وخیم کشور که همه در سختی اش شریک هستیم صحبت کنیم و ربطش را به به سیاست ها دولت نشان دهیم. و بگویم که در انتخابات گذشته می خواستیم اصلاحش کنیم وهمه آنچه رفت. پیشنهاد من این است که وقت مان را برای مخالف سر سخت صرف نکنید و اگر با اولین سوال این را متوجه شدید خیلی وارد جدل نشوید. بلکه انرژی بیشتر باید صرف نارضیان که فعال نیستند، افراد مردد و خصوصا افرادی که بی اطلاع هستند بگزاریم.

یکی از شیوه های خیلی موثر توضیع تراکت یا اطلاعیه ها یا متن سخنرانی های میر حسین موسوی و سایر رهبران جنبش سبر است.( در مورد اهمیت صدای میرحسین موسی به عنوان ایده پوند دهنده قبلا اشاره ای کردم که انشاالله در فرصت های بعدی در مورد آن خواهم گفت. ولی در هر صورت تراکت می تواند شامل هر چیزی باشد که فکر می کنیم اولا آنقدر جذاب است که فرد آنرا خواهد خواند دوما آگاهی بخش است و سوما اینکه انقدر برایش جالب خواهد بود که برای دیگرانی تعریف یا در اختیار آنان قرار دهد.) مثلا الان می توانیم یک نسخه از بیانیه میرحسین با این نوشته اضافی که لطفا بعد از مطالعه در اختیار دیگران قرار دهید را به اندازه وسعمان و شرایط امن تکثیر کنیم. البته اگر چند نسخه ای که تکثیر می کنیم کپی باشد به خاطر این که این ایده را با خود دارد که این کاغذ قابل کپی کردن است خیلی بهتر است. خب راهای مختلف هم برای توضیعش وجود دارد. زیر در خانه همسایه ها، جاگذاشتن روی صندلی اتوبوس و مترو. زیر در اتاق های خوابگاه یا هر راه دیگری که بسته به شرایط ممکن است فراهم باشد.

دیوار نویسی که دیگر حرف ندارد. از آن به اشتراک گذاشتن هاست که به هسته های بیشماری می رسد و بعد به روش های مختلف تکثیر می شود. دیوار نویسی حتی اگر مخدوش هم شود باز اثرش می ماند و جمع های فروانی اعتراض زنده را احساس می کنند. دیوار نویسی اهمیت های  فروانی دارد که اگر شد در یاداشتهای آتی در مورد آن صحبت خواهیم کرد. البته فقط یک دیوار نیست که می توان روی آن برای نوشتن یک شعار یا یاد آوری قرار یک تجمع استفاده کرد. یکی از بهترین نمونه ها نوشتن روی اسکناس است. البته نوشتن روی تخته سیاه کلاس مدرسه، کبوسک تلفن، دیواره های پل عابر، صندلی اتوبوس، دیوار کریدور یا وایتبرد دانشگاه هم می تواند باشد. فقط در این روش باید حواسمان باشد که نوشتمان به اموال دیگران آسیب نزد با باعث مزاحمت افراد نشود.

شبکه اجتماعی مجازی هم که دیگر همه خودشان استادند اما من خیلی تاکید نمی کنم چون هم به دلیلی فیلترینگ و سرعت پایین دامنه نفوذش به شدت کاهش یافته است. از طرفی شبکه های مجازی ابزاری است برای اینکه ما بتوانیم الگوهای کار و روشها و ایده ها را در آن تکثر کنیم اما به شدت استعداد آن را دارد که خودش بشود هدف و علاوه بر اینکه همه انرژِی ما را می بلعد افیونی بشود بر احساس مسئولیت ما نسبت به شرایط جامعه واقعی.

به هر روی همان مکانیزمی که در یک شبکه اجتماعی خرده توانهای را تبدلیل به نیروهای عظیم می کند راه های جدید را نیز برای ما پیدا می کند. ایدهای بکر و جدید هم از از ذهن افراد ببشمارعضو شبکه تراوش می کند و حتما تعدادی از آنها کار ساز خواهد بود. همانطور که برای موفقیت در این شیوه باید کارهای کوچک را برای خودمان معنا دار کنیم به مروز اهمیت ابتکار ها کوچک فردی مان را در اشل ها بزرگ و سرنوشت جمعی مان خواهیم دید. وگرنه موارد بالا مثالهایی است از روشهایی که تا الان کم و بیش به کار بسته ایم و حتی تجربه های خوبی هم در این میان داریم.

هر چند من به نتیجه کارمان ایمان دارم اما بنظرم آنچیزی که از آن مهم تر است تلاش ما و راهی درستی است که برای تلاش و مبارزه انتخاب کرده ایم. ارزش های که می خواهیم در لحظه لخظه زندگی مان جریان دارد. مبارزه ای که ما آنرا زندگی خواهیم کرد.

۱۴ نظر

FireStats icon Powered by FireStats