متولد یزد (اشکذر) هستم. مهندسی الکترونیک خوانده ام و اکنون در دانشگاه تربیت مدرس علوم سیاسی می خوانم.
ظاهرا ساعت فیزیولوژیک بدن انسان ۲۵ ساعت است. در حالی که ساعت شبانه روز۲۴ ساعت. اینست که که اگر محکم مرز بانی نکنی برنامه های که بر اساس ساعت بدن تنظیم می شود هر روز یک ساعت پیش روی می کند. به طور نمونه ساعت خواب. ظاهر وقتی صبح کلاس نداشته باشی یا مجبور نباشی صبح زود کارت بزنی به مرور هر شب دیرتر می خوابی.
حالا این راه هم در نظر بگیرید که شب ها آرامش بیشتری دارد و برای کسانی که احتیاج به تمرکز روی کار یا فعالیتشان دارند، ممکن است اتفاقا شب آرام را به روز پر از هیاهو ترجیح بدهند. از آن طرف بخشی از رفقا هم که شب زنده دارند. وقتی نگاه می کنی می بینمی با خیلی از رفقا که کار داری ساعت فعالشان نصفه شب است. ممکن است اینها تو را بیشتر هل بدهند. رمضان که دیگر هیچی! چسباندن افطار به سحری و موکول کردن خواب به بعد از سحر از آن کاتالیزور هاست. خب که چی؟ چه اشکال دارد وقتی شب ها راحت و آرام تر کار می کنی و شرایط تو ضروتی ایجاد نمی کند، تن به یک عادت اجتماعی بدهی؟ اگر به روشناییی و این حرفهاست که ظاهر دیگر بشر با تکنولوژی لامپ، بر طبیعت غلبه کرده است و هر موقع اراده کند می تواند خانه اش را همچون روز روشن کند. من خودم در چند سال گذشته که شلوغی محله مان نمی گذاشت در خانه مطالعه کنم مدتی قبل از امتحانات کاملا برنامه خوابم را به قول مهندسایπ رادیان اختلاف فاز می دادم. یعنی ساعت فعالم را به زمانی منتقل می کردم که شهر در خواب بود. اما اتفاقا نکته همین جا است.
جدا از اینکه رفقای پزشکمان می گویند که همین ساعت بدن هم یک سری ویژگی هایی دارد؛ اینطور نیست که هر ساعتی خواستی بخوابی و با عادت دادن خودت کارایی ات را حفط کنی و روشنایی خورشید در تنظیم نظم بدن اهمیت فراوانی دارد؛ اما نکته این است که شب بیداری باعث می شود که زندگی شهری را هم از دست بدهی با بدی هایش و البته با همه ی خوبی هایش.
البته من چون از فردا دوباره باید برم سراغ درس و مشق و مدرسه خود به خود این طرحی که رمضان با خودش آورد، منظورم همان طرح افطار تا سحر خود به خود کان لم یکن است. این روضه را برای شما خواندم که سرخیز باشید و کامروا.
email: hamzeh@ghalebi.ir
متولد یزد (اشکذر) هستم. مهندسی الکترونیک خوانده ام و اکنون در دانشگاه تربیت مدرس علوم سیاسی می خوانم.
(C) Copyright, Hamzeh Ghalebi. all rights reserved.
hamzeh@ghalebi.ir
سلام حمزه جان. سال نو مبارک
من مدتی است که از طریق وبلاگت نوشته ها و افکارت را دنبال می کنم.
ازآنجاییکه از چندتا از نوشته هات مثل «کدام نظام» خیلی لذت بردم و اصولا فکر می کنم قرابت فکری نسبی هم داشته باشیم چندتا پیشنهاد راجع به ساختار فنی وبلاگت دارم تا راحتتر در دسترس مخاطبان باشد.
۱- رنگ سیاه پس زمینه وبلاگت خواننده را اذیت می کند.
۲- در این روزهایی که سرعت اینترنت پایین است بهتر است کمی از وزن وبلاگت بکاهی و سبکترش بکنی
۳- باوجود دسته بندی و کتگوری های مشخص در وبلاگت اما بعضی از نوشته ها داخل هیچ دسته بندی نیست
۴- بخش تماس با ما با ارائه یک ایمیل مشخص باید جدا از بخش درباره باشد
فعلا این چند نکته را از من قبول کن تا بعد
موفق باشی دوست من
حسین ناهی نایینی
سلام آقای غالبی خیلی دلم برایت تنگ شده من درکمیته ایثارگران بودم باآقای مقدم.شنیدم برای شماهم مشکلاتی بوجود آمدخیلی ناراحت تان بودم اتفاقی سایت شمارایافتم خداراشکر.سال نومبارک موفق باشی
سلام مخلصیم به قدس سلام برسان .
جوابی به من ندادی باوفایک سری به مابزن دستی برسرمابکش
سلام حمزه جان. سال نو مبارکمن مدتی است که از طریق وبلاگت نوشته ها و افکارت را دنبال می کنم.ازآنجاییکه از چندتا از نوشته هات مثل «کدام نظام» خیلی لذت بردم و اصولا فکر می کنم قرابت فکری نسبی هم داشته باشیم چندتا پیشنهاد راجع به ساختار فنی وبلاگت دارم تا راحتتر در دسترس مخاطبان باشد.۱- رنگ سیاه پس زمینه وبلاگت خواننده را اذیت می کند.۲- در این روزهایی که سرعت اینترنت پایین است بهتر است کمی از وزن وبلاگت بکاهی و سبکترش بکنی۳- باوجود دسته بندی و کتگوری های مشخص در وبلاگت اما بعضی از نوشته ها داخل هیچ دسته بندی نیست۴- بخش تماس با ما با ارائه یک ایمیل مشخص باید جدا از بخش درباره باشد
+۱
#
آوریل ۱۴, ۲۰۱۰ در t 8:20 ب.ظ
سلام آقای غالبی خیلی دلم برایت تنگ شده من درکمیته ایثارگران بودم باآقای مقدم.شنیدم برای شماهم مشکلاتی بوجود آمدخیلی ناراحت تان بودم اتفاقی سایت شمارایافتم خداراشکر.سال نومبارک موفق باشی
#
bahram میگه:
آوریل ۲۱, ۲۰۱۰ در t 7:50 ب.ظ
سلام مخلصیم به قدس سلام برسان .
#
bahram میگه:
آوریل ۲۱, ۲۰۱۰ در t 7:52 ب.ظ
جوابی به من ندادی باوفایک سری به مابزن دستی برسرمابکش اینهانمونه پیامهای من است بخوان شاید یک کم من خجالت بکشم!!!
سلام حمزه جان..من از بچه های کرمان هستم.یادش بخیرهمراه مهندس شماهم درکرمان زیارت کردیم.امیدوارم شادو موفق باشی ودفعه بعد درشرایط آزاد وبهتر ببینمتون.به وبلاگ من هم سربزنید.خوشحال میشوم.